برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
برچسب: روش صحیح باردار شدن,روش صحيح باردار كردن زن,روش صحيح باردار شدن,روش صحيح بارداري,روش صحیح باردارکردن,روش صحيح باردار شدن زن,روشهاي صحيح باردار شدن,روشهاي صحيح بارداري,روش های صحیح بارداری,روش صحیح برای باردار شدن,
نویسنده: محمد رضا جوادیان
برای افزایش میل جنسی چه غذایی بخوریم اگر احساس می کنید در زندگی جنسی تان چیزی می لنگد، لازم نیست به سراغ داروها و انواع تبلیغات دیگر در این مورد بروید. گاهی فقط کافیست هنگام خرید چند غذای مخصوص برای خود بردارید و با کمک آنها هم میل جنسی و هم استقامت خود […]
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 8 views

خیلی از والدین برای سلامت فرزندانشان نگران هستند و از هر نظر آنها را چک می کنند اما آنها یادشان می رود که بهترین کپسول برای سلامت فرزندان مشورت گرفتن است. مطالعات نشان می دهد، مشورت گرفتن به عمر بچه ها اضافه می کند.
شاید بگویید فرزندان ما خودشان را عقل کل می دانند و در هیچ یک از مسائل شان با ما مشورت نمی کنند. اشکالی ندارد آنها می خواهند تجربه کنند تا زندگی کردن را یاد بگیرند. اما شما باید در مورد کارهایتان با آنها مشورت کنید تا فرهنگ زندگی با مشورت را به آنها بیاموزید.
اگر تربیت مشورتی برای یک جوان عادت شود به او کمک می کند تا با کمک یادگیری از افراد با تجربه، قدرت تفکرش رشد کند، جوانب مختلف یک موضوع را بررسی کند، کمتر آزمون و خطا کند، بیشتر به رعایت ادب اجتماعی پایبند بماند و زمینه انس بیشتر با خدا و مشورت گرفتن از عالمان دین خدا را تجربه کند.
تا ثریا نرود دیوار کج!
فوت اول کوزه گری این تربیت، قدم اولی است که والدین باید بردارند وبهترین حالت این است که آنها از جوان مشورت بخواهند. احتمالا از خودتان می پرسید: مگر می شود؟! مشورت از آدم هایی که چیزی بلد نیستند و کم تجربه اند؟ چطور بزرگ تر از کوچک تر مشورت بگیرد؟ این همان خشت اولی است برای اینکه که همه اعضای خانواده باور کنند «همه چیز را همگان دانند». «ندانستن عیب نیست، نپرسیدن عیب است» و… وقتی بزرگ ترهای خانه اهل نظرخواهی و مشورت از فرزندان بشوند؛ جوان به خود نهیب می زند که من هم حتما به مشورت نیاز دارم.
تمرین های مشورت خواهی از نوجوان
در مرحله اول تربیت مشورتی پدر و مادرها باید به چند ریزه کاری را در رفتار با جوان و نوجوان توجه کنند:
شاید مثل فیلم ها دور یک میزگرد جمع نشوید و بگویید که می خواهم از تو مشورت بگیرم اما از تکنیک اسم گذاری استفاده کنید. وقتی نظر او را پرسیدید و او جواب داد، بگویید: «چه مشورت دقیقی، این یه مشورت عالیه» شاید جواب او به معنی واقعی مشورت نباشد اما تکرار اسم مشورت در عادت دهی جوان ها اثرگذار است.
مادرها خیلی مهم اند: هرچه مادرها عادت کنند از پدرها مشورت بگیرند و این را علنی هم کنند؛ آموزش بچه ها آسان تر می شود. ممکن است فرزندتان نظر خوبی هم برای مشورت خواهی شما نداشته باشد؛ در این صورت تشکر کنید و بگویید از ایده ات برای کامل کردن فکرم استفاده می کنم. هرگز این جمله را به زبان نیاورید که «این را می دانستم»؛ زیرا شنیدن متداول این جمله، برای احساس مفید بودن جوان و تلاش او برای رشد مضر است. مشورت را برایش شیرین کنید. والدین بهتر از هرکسی فرزند را می شناسند پس برای بالا رفتن اعتماد به نفس فرزندتان در حیطه آگاهی و توانش از او مشورت بخواهید تا بدون جواب نماند.
هر بزرگتری چگونه مشاور می شود؟
شما به عنوان والدین باید به جوان خود یاد بدهید با چه آدم هایی می تواند مشورت کند و چه کسانی شرایط و صلاحیت مشورت گرفتن را دارند.
جدی تر از این سؤال که آیا هر بزرگ تری مشاور است؛ این سؤال مطرح می شود که چه کسی صلاحیت مشاور شدن برای جوان را دارد؟ از نکته های تربیتی نهج البلاغه می توان فهمید: اول اینکه مشاور نباید بخیل باشد چون او را از کار بهتری که خرج و هزینه داشته باشد نهی می کند. دوم: مشاوری که ترسو باشد روحیه جوان را سست می کند. سوم: بدترین مشاور کسی است که آدم های پرخطا هم با او مشورت می کنند. پس بزرگ تری که این ۳ ویژگی منفی را داشته باشد یا به تعبیر امیرالمومنین(ع) همزمان با هم قدرت فکری و کردار خوب را نداشته باشد، نمی تواند برای هیچ کس مشاور خوبی باشد.
مشاور را امتحان کنید
مشورت گرفتن، تسلیم کردن ۶دانگ حق انتخاب به فرد دیگری نیست و حتی بعد از انتخاب مشاور، جوان باید او را محک بزند. به فرموده امام علی(ع) ۳ شرط، بعد از تجربه داشتن، برای امتحان کردن صلاحیت یک مشاور لازم است: ۱- در گفتن حرف حق صریح باشند. مثلا به فرزندتان یاد دهید در مورد یک سؤال حل شده مشاور را امتحان کند، ببیند آیا توان بیان صادقانه جواب را دارد؟ ۲- در آنچه خدا برای دوستانش نمی پسندد یاری ات نکند. مثلا جوان در اول مشاوره می تواند نظر مشاور را درباره یک عادت بد اما رایج جامعه بپرسد تا بداند این مشاور جواب عامیانه می دهد یا خداپسندانه. ۳- دائم دنبال تأیید حرف ما نباشد و جرأت بیان اشتباهات جوان را داشته باشد.
حرفه ای مشورت بگیر
باید به جوان کمک کرد که علاقه اش به مشورت بدون افراط و تفریط باشد. مثلا یک فرد اهل مشورت را که افراط و تفریط ندارد برای او الگو کنید؛ یا از یک فرد موفق که اهل مشورت است به بزرگی یاد کنید. بین اعضای خانواده، شخصیت فیلم ها و… دنبال الگو باشید تا به صورت عملی نتیجه مشورت در زندگی را به جوان نشان دهید. از طرفی، ممکن است جوان خیلی به مشورت وابسته شود تا جایی که بخواهد برای هر کار کوچکی هم از دیگران نظر بپرسد. این طور وقت ها او را بی جواب بگذارید و بگویید: «این مسئله جزئی است و تصمیم خودت از همه دقیق تر هست. من به تو اعتماد دارم.»
تمرین هایی برای مشورت گیری جوان از دیگران
موضوع را بتواند درک و توصیف کند: شاید لازم باشد به جوانتان بگویید که جواب سؤالش را نمی دانید و بهتر است از فرد دیگری مشورت بگیرد اما می توانید با هم پیش یک عالم و متخصص آگاه بروید. در هر صورت نیاز جوانتان در این مرحله این است که با بیان روشن، سؤال و خواسته اش را با شما یا فرد مطمئن دیگری مطرح کند.
مشاوران را بشناسد
مشورت همانقدر که می تواند ادب و تفکر اجتماعی را فعال کند، به جوان در تشخیص اینکه نیاز او را چه کسی می تواند برطرف کند هم کمک می کند. اگر جوانتان بخواهد بداند چه استعدادی دارد معلم ها و روانشناسان می توانند به او کمک کنند اما اگر سؤال دینی داشته باشد جایی مثل مسجد و روحانیون و امام جماعت ها کمک کننده اند. به او بیاموزید که هرکس را برای کاری ساخته اند و تخصص های افراد با هم فرق دارد. این روش، گفتن «نمی دانم» را هم برای والدین راحت تر می کند.
بهترین را انتخاب کنید
از بین افراد مختلفی هم که برای سؤال او جوابی دارند باید بهترین را شناخت. به این حدیث امام علی(ع) توجه کنید: هرگاه به مشورت نیازمند شدی، نخست به جوان ها مراجعه نما زیرا آنان ذهنی تیزتر و حدسی سریع تر دارند. سپس نتیجه را به نظر میانسالان و پیران برسان تا آن را پیگیری نمایی و عاقبت آن را بسنجی و بهترین راه را انتخاب کنی چراکه تجربه آنان بیشتر است.
جمع بندی، ارزشیابی و نظر شخصی
قرار است جوان یاد بگیرد مشورت کند اما در کنار این، همیشه باید تمرین کند که منفعل نباشد و با تفکر به بررسی شرایط بپردازد. بعد از اینکه از شما یا دیگری مشورت گرفت از او بپرسید: «نظر خودت چیست؟ حالا چی فکر می کنی؟ چه نکته جدیدی از مشورت به ذهنت رسید؟»
به نصف آنچه می گویید، عمل کنید
اگر به جوان کمک کنید تا هدف و سؤالی که به خاطر آن مشورت گرفته جدی شود؛ نوبت آن است که بداند وقت عمل است. دلخوش شدن به مشورت بهترین مشاورها هم ربطی به موفقیت پیدا نمی کند مگر اینکه عمل هم در کنارش باشد. مریضی که با نظر خودش به بخشی از نسخه دکتر عمل کند و بخشی را رها کند درمان نمی شود.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

همه ما با بهانههایی که بچهها برای درس خواندن میآورند، کم و بیش آشنا هستیم. به عنوان مثال برای اینکه تکالیفشان را انجام ندهند، میگویم حالم بد است، سر درد دارم، دستم درد میکند، دفترم را گم کردهام و به هر حال سعی در طفره رفتن از انجام تکالیف را دارند و گاهی اوقات نیز میبینم که هر کاری را به درس خواندن ترجیح میدهند و انجام تکالیف را به وقت دیگری موکول میکنند. فکر میکنید دلیل اینگونه رفتارها چیست؟ چرا بعضی بچهها برای انجام تکالیفشان اینقدر بیعلاقه هستند؟ چرا برخی دیگر علیرغم اینکه میدانند دیر یا زود باید تکالیفشان را انجام دهند، باز هم اینقدر از انجام آن طفره میروند و آن را به زمانی دیگر موکول میکنند؟
آیا به نظر شما راهی وجود دارد که بتوان رفتار اینگونه بچهها را تغییر داد؟ پاسخ نه مثبت است نه منفی. تنها کاری که میتوان انجام داد این است که یک سری اصول و قوانینی را با توجه به انتظارات شما و شرایط فرزندتان برای شما مطرح کنیم تا با پیروی از آنها، بتوانید به نتایج قابل قبولی دست یابید.
نکته قابل توجه این است که بچهها باید یاد بگیرند تکالیفشان را خود به تنهایی انجام دهند. این کار نیز درست مانند سایر مهارتها نیاز به یادگیری دارد. همانطور که ما به بچهها راه رفتن را میآموزیم و آنها خود دویدن را یاد میگیرند، همانگونه که ما به آنها هجی کردن لغات را یاد میدهیم و آنها خود نوشتن را فرا میگیرند، بنابراین طرز صحیح مطالعه و انجام تکالیف را نیز باید به آنها آموزش دهیم و این خود اولین گامی است در جهت موفقیت و پیشرفت تحصیلی فرزندتان، پس به این نکات با دقت توجه کنید:
۱- همواره در جریان امور مدرسه قرار بگیرند. از تکالیف و دروس فرزندتان کاملا آگاه باشید.
بهتر است بدانید سیاست کاری مدرسه به چه ترتیبی است و انتظارات معلمین از فرزندتان چیست. اگر احیانا با روشهای آنها موافق نیستید، پیشنهادات خود را به آنها بگویید تا آنها نیز نقطه نظرات خود را به شما ارایه دهند.
۲- از مسایل فرزندتان باخبر باشید.
اگر واقعا قصد دارید تاثیر خوب و مثبتی بر روی فرزندتان بگذارید باید کاملا از مسایل شخصی او آگاه باشید. مطمئن باشید شما تنها کسی هستید که میتوانید در این مسیر به او یاری کنید.
رفتارها و عکسالعملهای او را مورد ارزیابی قرار دهید و متوجه شوید که علت بیعلاقگی او به درس خواندن چیست.
سعی کنید با صحبت کردن با فرزندتان، او را درک کنید و دلیل بیعلاقگی او را به مطالعه جویا شوید. برخی از بچهها میگویند: ”دوست ندارم درس بخوانم.“ ”درس خواندن خیلی سخت است.“ ”از درس و کتاب متنفرم.“ بعضی دیگر به جزییات بیشتری اشاره میکنند و میگویند: “معلمم را دوست ندارم.“ ”سر کلاس درسها را متوجه نمیشوم و خجالت میکشم از معلم سوال کنم. چون میترسم بچهها را مسخره کنند.“ ”ریاضی را دوست ندارم.“ با دقت کامل به او گوش فرا دهید، زیرا تمام صحبتهای او برای شما مفید خواهد بود.
همواره به طور واضح با فرزندتان صحبت کنید. در مورد گفتههای او قضاوت نکنید و تنها به دنبال یافتن راهحل باشید. البته ممکن است مدتی طول بکشد تا شما متوجه عمق مشکل فرزندتان شوید، ولی سرانجام از لابهلای صحبتهای او پاسخ را پیدا خواهید کرد. با شناخت کامل فرزندتان، شما میتوانید مشکل او را حل کنید و راه مناسب را برای پیشرفت در امور درسی او پیدا کنید.
۳- به چه دلیل میخواهید فرزندتان درسخوان باشد؟
از خودتان بپرسید: چرا میخواهم رفتار و افکار فرزندم را در مورد درس خواندن تغییر دهم؟ آیا به این دلیل است که از بحث و مشاجره با او خسته شدهام، یا اینکه این موضوع آرامش خانواده را بر هم زده است؟ و یا تنها به این دلیل است که خودم او را این طور تربیت کردهام؟ به هیچ یک از این سوالات نمیتوان به طور قطع پاسخ مثبت داد. دلیل اصلی که دوست داریم فرزندمان درسخوان و اهل مطالعه باشد این است که قدرت تمرکز بالایی داشته باشد و بتواند حواسش را کاملا بر روی یک موضوع جمع کرده، مطالب درسی را به خوبی درک کند. زیرا تنها در این صورت است که او میتواند پلههای ترقی را یکی یکی بالا رود و در زندگی به موفقیت دست یابد.
شما نباید از فرزندتان انتظار داشته باشید که تکالیفش را از روی اجبار انجام دهد. نکته قابل توجه این است که او باید در مورد درس خواندن احساس مسوولیت کند و هنگامی که کاری را آغاز کرد، با اراده و جدیت کامل آن را به اتمام برساند. قطعا چنین شخصی در زندگی خوشبخت و موفق خواهد شد.
۴- انتظارات به جایی از او داشته باشید.
بعد از اینکه متوجه شدید به چه دلیل میخواهید فرزندتان درس بخواند و تکالیفش را انجام دهد، نوبت به این میرسد که یک سری سیاستها و روشهایی را اتخاذ کنید که با پیروی از آنها بتوانید به هدفتان راحتتر برسید. شاید این موضوع به نظر دشوار و پیچیده بیاید. ولی سعی میکنم آن را با یک مثال برای شما روشن کنم. سیاست من به این ترتیب است که به فرزندم نشان دهم که برای رسیدن به هدفمان باید با هم همکاری کنیم و به یکدیگر اعتماد کامل داشته باشیم. او نباید فکر کند من او را مجبور به درس خواندن میکنم و او باید به حرفهای من گوش دهد. بر عکس باید مرا مانند یک دوست صمیمی ببیند که بهترینها را برای او آرزومندم.
قوانینی که برای خودم گذاشتهام: همواره منصفانه قضاوت کنم و متعادل باشم. دیدم نسبت به مسایل باز باشد و یک طرفه قضاوت نکنم. کاملا برای او توضیح دهم که انتظارات من از او چیست. با او تند و خشن برخورد نکنم، آرامش خود را حفظ کنم. سعی کنم هیچگاه این قوانین را زیر پا نگذارم. قوانینی که برای فرزندم در نظر گرفتهام: به هیچ عنوان دروغ نگوید و برای رسیدن به موفقیت از هیچ تلاشی دریغ نورزد. (البته اگر در درسی نیاز به کمک داشت، آن را مطرح کند) به این قوانین احترام بگذارد و آنها را تحت هیچ شرایطی نقض نکند.
۵- لیستی از نقاط مثبت خود و فرزندتان تهیه کنید.
اگر بخواهید هر چه سریعتر به نتیجه دلخواه دست یابید، بهتر است با دیدی مثبت به این قضیه نگاه کنید. یعنی ابتدا تمام نقاط مثبت خود و فرزندتان را روی یک کاغذ بنویسید. شما میتوانید از دیگر اعضای خانواده نیز بخواهید لیستی از نقاط مثبت شما و فرزندتان تهیه کنید، سپس تمام این نقطه نظرات را در کنار یکدیگر قرار دهید.
فکر میکنید با این عمل به چه نتیجهای خواهید رسید؟ با تکیه بر نقاط مثبت خود و فرزندتان قادر خواهید بود فرزندتان را سریعتر تحت تاثیر قرار دهید و علاقهمند به مطالعه کنید، بنابراین به هدفتان نزدیکتر خواهید شد.
۶- ابتدا به فکر خود باشید. (در این صورت میتوانید شرایط مناسبتری را برای فرزندتان مهیا کنید.)
اگر به خاطر داشته باشید هنگامی که در هواپیما نشستهاید، میهمانداران به مادران توصیه میکنند، در صورتی که نیاز به ماسک اکسیژن داشتید، ابتدا باید برای خود و بعد برای کودکتان ماسک را بگذارید، اگر به این موضوع با دقت نگاه کنید متوجه میشوید که گر چه بسیار دشوار است که ابتدا به فکر نجات خود باشیم ولی عقل حکم میکند که این کار را بکنیم. چرا؟ چون اگر شرایط مادر مناسب نباشد و حالش خوب نباشد، به هیچ عنوان قادر نخواهد بود از کودکش مراقبت کند.
به همین دلیل است که برای گرفتن نتیجه بهتر شما باید اول به فکر خودتان باشید، به اندازه کافی استراحت کنید، برای خود ارزش قایل شوید، خودتان را قبول داشته باشید. در این حالت است که شما میتوانید لبخند بر لب داشته باشید و با مهربانی با فرزندتان برخورد کنید.
۷- به فرزندتان نشان دهید برای نقاط مثبت شخصیتش ارزش قایل هستید. برای دستیابی به تمام پیشرفتها و موفقیتهایش او را مورد تشویق قرار دهید.
سعی نکنید اعمال پسندیده و پیشرفتهای او را به زبان نیاورید. بر عکس از هر فرصتی استفاده کنید و او را مورد تشویق قرار دهید. با این عمل، او متوجه میشود که شما علاوه بر دیدن و ابراز نقاط منفی او، توانایی ابراز کارهای خوبش را نیز دارید.
تشویق و انتقاد را هم زمان با هم به کار نبرید. بسیار ناراحتکننده است اگر کسی به شما بگوید: ”عزیزم، امشب غذای بسیار خوبی درست کردهای، ولی آشپزخانه بسیار نامرتب است.“ ”تو در ادبیات خیلی زرنگی ولی نمیدانم چرا در ریاضیات اینقدر ضعیف هستی.“
در این شرایط، تمام توجه شما به کثیفی آشپزخانه و ضعیف بودن در ریاضی جلب میشود. بنابراین اگر انتقاد و تشویق را با هم به کار ببرید، افراد بیشتر متوجه انتقاد و نقاط ضعف خود خواهند شد تا تشویقی که از آنها به عمل آمده است.
بهترین کار این است که به محض انجام کار خوب و یا کسب موفقیتی او را مورد تشویق قرار دهید تا انگیزه لازم را برای تکرار این عمل در او ایجاد نمایید.
۸- اوقات مطالعه فرزندتان را لذتبخش کنید.
همواره اوقاتی را برای مطالعه فرزندتان فراهم کنید که بهترین اوقات زندگی هر دو شما باشد و در آینده با به خاطر آوردن این لحظات هرگز دچار پشیمانی و عذاب وجدان نشوید.
آرام باشید و لبخند بزنید. با لبخند زدن نه تنها حال شما بهتر میشود بلکه با این کار روی فرزندتان تاثیر گذاشته و او را تشویق به خوشرفتاری میکنید. این کار را تمرین کنید و آن را جدی بگیرید. در هر شرایطی صدایتان را بلند نکنید حتی اگر فکر میکنید او دچار اشتباهی شده است. گر چه گاهی اوقات این کار بسیار سخت است ولی با تمرین و پیروی از یک سری قوانین ساده شما میتوانید در حفظ آرامش خانواده و به موفقیت رساندن فرزندتان موثر باشید.
۹- از درس خواندن به عنوان تنبیه استفاده نکنید. هرگز با رشوه دادن او را مجبور به مطالعه نکنید.
اغلب ما عادت کردهایم به محض اینکه میبینیم فرزندمان رفتار بدی داشته است، به او میگوییم: ”به اتاقت برو و تکالیفت را انجام بده.“ برخی دیگر این طور میگویند: ”اگر بتوانی تکالیفت را نیم ساعته تمام کنی، به تو فلان جایزه را میدهم.“
بهتر است به جای این جملات به او بگویید: ”به اتاقت برو و یک صفحه در مورد کاری که انجام دادهای بنویس.“ یا اگر کودک نوشتن بلد نیست، به او بگویید: ”نیم ساعت وقت داری در مورد کارت فکر کنی، بعد تو را صدا میکنم، باید برای من توضیح دهی که به چه نتیجهای رسیدهای. تو اجازه نداری تکالیفت را انجام دهی، مگر اینکه اول این کار را تمام کنی. مطمئن باش هر چقدر بیشتر طول بدهی، از وقت بازی بعدازظهرت کم خواهد شد.“ بهتر است برای هر کاری به آنها وقت بدهید تا آنها طبق آن، کارهایشان را انجام دهند.
بعد از اتمام تکالیفشان به آنها بگویید: ”سر ساعت تکالیفت را انجام دادی، من میخواهم برای خودم چای بریزم. تو هم میخواهی یا اینکه دوست داری بستنی بخوری؟“
۱۰- به تلاشهای فرزندتان ارج بگذارید.
رابطهتان را با فرزندتان به گونهای طراحی کنید که از کنار هم بودن احساس لذت و خوشحالی کنید. در این صورت است که احساساتتان نسبت به یکدیگر بهبود مییابد و ناخودآگاه فرزندتان به صحبتهای شما اهمیت میدهد و با علاقه بیشتری درس میخواند.
هنگامی که به برخی افراد به اجبار گفته شود کاری را انجام دهند، سخت حاضر به انجام آن میشوند. در صورتی که اگر خود جزء افرادی باشند که برای انجام آن کار برنامهریزی کرده باشند، آن کار را با جدیت هر چه تمامتر به اتمام میرسانند.
بنابراین شما نیز میتوانید از او بخواهید نظراتش را در مورد بهتر درس خواندن و از آن لذت بردن و … برای شما مطرح کند. بعد با یکدیگر در مورد آن به طور کامل و واضح صحبت کنید و با به کارگیری آنها، شرایط زندگیتان را تغییر دهید و او را ناخودآگاه علاقهمند به مطالعه کنید.
وظیفه والدین گر چه بسیار سخت و دشوار به نظر میآید ولی بسیار شیرین است. همه ما برای فرزندانمان ابراز نگرانی میکنیم، برای موفقیتشان برنامهریزی میکنیم، به آنها امید میدهیم و آرزوی خوشبختی و سعادت برای آنها میکنیم. ولی این را بدانید که بهترین و بزرگترین کاری که شما میتوانید برای فرزندانتان انجام دهید این است که در طول زندگی برای آنها بهترین دوست باشید، به آنها عشق بورزید، همراه آنها باشید و آنها را همواره مورد تشویق خود قرار دهید. با این کار شما بهترین خاطرات را برای آنها به یادگار خواهید گذاشت. قطعا با این روحیات مثبت فرزندتان لحظه به لحظه به موفقیت بیشتری دست مییابد و در آینده نه چندان دور همین عشق و محبت را نثار فرزندان خود نیز خواهد کرد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
چگونه فرزندانی موفق تربیت کنیم

پدران نیز مانند مادران باید در تربیت فرزندانشان سهیم باشند. اگر به گذشته کودکان بدرفتار برگردیم، متوجه میشویم که پدر نقش پر رنگی در تربیت فرزند خود نداشته است. حال به این توصیهها توجه کنید:
۱- تربیت را از همان ابتدای دوران کودکی شروع کنید.
هر روز اوقاتی را اختصاص دهید که با فرزندتان تنها بوده و با او ارتباطی تنگاتنگ برقرار کنید. یقینا در این شرایط میتوانید بخشی از تربیت او را نیز به عهده بگیرید.
۲- تربیت را به صورت ریشهای آغاز کنید.
اغلب مردانی که در شغل خود موفق هستند، کارشان را از همان ابتدا به صورت ریشهای آغاز کردهاند. پدر بودن نیز نیاز به همین کار دارد. ممکن است شما بپرسید: ”تعویض پوشک کودک چه ارتباطی به تعلیم و تربیت دارد؟“ انجام کارهای مربوط به کودک از قبیل تعویض پوشک، حمام کردن او، لباس پوشیدن و بازی با او، همگی این فرصت را برای شما فراهم میآورد که بتوانید چیزهای جالب و تازهای در مورد فرزندتان کشف کنید و او را به راحتی درک کنید.
در اینجا به این مسالهای ریاضی توجه کنید. در دو تا سه سال نخست، پوشک کودک باید حدود ۵۰۰۰ بار تعویض شود. اگر شما تنها بیست درصد این کار را انجام دهید، شانس ارتباط با کودکتان را به طور قابل ملاحظهای افزایش دادهاید. ممکن است پدران در وهله اول ادعا کنند که تعویض پوشک کودک آنقدرها هم مهم نیست ولی بعدا متوجه خواهند شد که همین عمل پایههای ارتباطی آنان با فرزندانشان را خواهد ساخت. من به شخصه سعی کردم به صورت ریشهای با کودکم ارتباط برقرار کنم، توجه او را به خود جلب کنم و ناخودآگاه این پیام را به او منتقل کنم که من نیز به عنوان پدر خانواده در تربیت و پرورش فرزندم نقش دارم.
توصیهای برای پدران
پدران عزیز، در اینجا برای شما توصیهای دارم که با پیروی از آن بتوانید با همسر و فرزندان خود ارتباطی خوب و صمیمی داشته باشید. به عنوان مثال هنگامی که بچهها بعد از شام مشغول دیدن تلویزیون هستند، پیش آنان بنشینید و به آنها پیشنهادی دهید: ”مامان نیاز به استراحت داره، بهتره بیرون بره و پیادهروی کنه. چطوره همه پاشیم و آشپزخانه را تمیز کنیم؟ اگر همه با هم همکاری کنیم، خیلی سریع کارها تمام میشه و مامان هم خوشحال میشه.“ این عمل به نفع همه شماست. با دیدن آشپزخانه تمیز، همسرتان خوشحال میشود و شما به همراه فرزندتان توانستهاید اوقات خوبی را در کنار یکدیگر سپری کنید و غیرمستقیم درس مهمی را به آنها بدهید: همکاری در منزل امری واجب و ضروری است.
۳- اعتماد او را به خود جلب کنید.
در طی مشاوراتی که داشتم، متوجه شدم پدران در مورد تربیت فرزندشان بیشتر از مادران با مشکل مواجه هستند. یک روز که داشتم برای عده زیادی از پدران در مورد تعلیم و تربیت صحبت میکردم، از آنها سوالی پرسیدم: ”مهمترین چیزی که دوست دارید، امروز یاد بگیرید چیست؟“ اغلب آنها پاسخ دادند که میخواهند در منزل شخصیتی قدرتمند و با نفوذ داشته باشند و فرزندان به آنها احترام بگذارند و از آنها اطاعت کنند. من کاملا با این عقاید موافقم. پدر باید شخصیتی قدرتمند داشته باشد، ولی تنها به این دلیل نمیتوانید او را مجبور کنید به شما احترام بگذارد.
برخی از پدران این طور ادعا میکنند که کودک باید از من حرفشنوی داشته باشد، زیرا من پدر هستم و او تنها یک بچه، پس باید هر چی میگویم گوش کند. خیر، قضیه به همین راحتی نیست. کودک به صحبتهای افرادی گوش میکند که به آنها اعتماد کافی داشته باشد. تصور نکنید او تنها به این دلیل که شما پدر هستید، به شما اعتماد میکند. این حس را باید در او به وجود آورید. هنگامی شما میتوانید ادعا کنید، قدرتمندید که کودک با تمام وجود به شما احترام بگذارد و به حرفهای شما گوش کند، نه فقط به این دلیل که او مجبور به چنین کاری است.
مطمئن باشید اطاعتی که از روی ترس و وحشت باشد، با عدم حضور والدین از بین میرود. حرفشنوی و احترام واقعی نه تنها به صورت مقطعی نیست بلکه به صورت همیشگی خواهد بود. شما برای کدام یک از این افراد با دل و جان کار میکنید، برای کارفرمایی که میترسید و یا شخصی که کاملا به او اعتماد دارید؟ من شخصا این تجربه را در طی کار با کودکان بسیاری فرا گرفتم. پیش از آنکه از فرزندانم بخواهم به من احترام بگذارند، باید اعتماد آنها را به خود جلب کنم، با آنها ارتباط داشته باشم، پاسخگوی نیازهای آنها باشم و در موفقیتشان سهیم باشم. تنها با اینگونه شخصیت است که پدران میتوانند اعتماد فرزندان خود را جلب کنند.
۴- در منزل برای او محدودیتهایی بگذارید.
از ۹ ماهگی تا دو سالگی، کودک از لحاظ ذهنی به گونهای است که رفتارهای آنی و نسنجیده بسیاری از قبیل کشیدن سیم برق از پریز، به دنبال توپ دویدن و به خیابان رفتن، از کابینت بالا رفتن و … را انجام میدهد. البته تمام این اعمال برای نوپایان عادی و طبیعی هستند. در اینجا وظیفه پدر این است که در منزل نظم و ترتیب خاصی را ایجاد کند و با گذاشتن چارچوبی مناسب، رفتارهای نابجای کودکش را کنترل کند. فرزندان همواره به چنین محدودیتهایی که پدر قدرتمند و قابل اعتمادشان برای آنها میگذارد، نیازمندند. هنگامی که شما در منزل محدودیتهایی را میگذارید، کودک احساس امنیت بیشتری میکند، زیرا با این عمل، سیر انرژی او را به سمت درستی هدایت کردهاید. همواره به خاطر داشته باشید که تعلیم و تربیت واقعی از منزل و خانواده آغاز میشود.
۵- به کودک پیام مثبت بدهید.
کاندیس از همان روز تولد جزو نوزادانی بود که مرتب گریه و زاری میکرد و به سختی میشد او را آرام کرد، خواب او اصلا تنظیم نبود و خلاصه بسیار ناآرام بود. والدین هر کاری از دستشان برمیآمد، انجام میدادند ولی او همچنان آشفته و پریشان بود. این طرز رفتار، بر روی زندگی مشترک والدینش اثر گذاشته بود و آنها نیز مرتب با هم دعوا و مجادله میکردند. مارک، پدر خانواده این طور ادعا میکرد: ”کاندیس“، اصلا بچه مورد علاقه من نیست. و او را یک بچه ناآرام و نقنقو خطاب میکرد. او هرگز سعی نمیکرد با او صحبت کند، او را ببوسد و یا حداقل به صورت مثبت با او ارتباط برقرار کند. تمام مدت با او به صورت منفی برخورد میکرد. هرگز به او لبخند نمیزد و یا حتی کاری نمیکرد که او را بخنداند. اگر هم میخواست با او حرف بزند، تنها میگفت: ”بس است، دیگر حرف نزن.“ بنابراین، کاندیس دو ساله، بسیار بدرفتار بود و حتی مادر هم نمیتوانست با او به طور شایستهای ارتباط برقرار کند.
با مارک جلسه مشاوره خانوادگی گذاشتم و به او توضیح دادم که اینگونه بچهها بسیار حساس هستند و به مراقبتهای ویژهای نیاز دارند. متاسفانه پدر، رفتار کاندیس را منفی تلقی کرده بود و همین موضوع ارتباط آنان را خدشهدار کرده بود. بنابراین این طرز فکر مارک باعث شده بود که رفتار نامناسب دخترش را تشدید کند. پیشنهادی به او دادم و گفتم طی دو هفته آینده، سعی کند با او مثبت برخورد کند. مارک در ابتدا دودل بود ولی بعد پیشنهاد مرا پذیرفت.
بعد از مدتی نامهای از همسرش دریافت کردم که این طور نوشته بود: ”تلاشهای شوهرم در ابتدا بسیار مصنوعی به نظر میآمد و برای او کمی سخت بود، بتواند رفتار خود را به سرعت تغییر دهد. ولی باور کنید با همین تغییر رفتار اولیه، کاندیس متوجه شد و پاسخ مثبت داد. باور کنید تمام این تغییرات تقریبا یک شبه اتفاق افتاد و کاندیس ناراحت و عصبی و ناآرام، به یک کودک شاد و سالم و بامزه تبدیل شد. در طی یک ماه تقریبا سه پوند افزایش وزن پیدا کرد. او اکنون بسیار شاد و سرحال است. شوهرم نیز کاملا به او علاقهمند شده و با او ارتباط برقرار میکند. البته اقرار میکنم که شوهرم هنوز تصور میکند سرسختی او اشتباه نبوده ولی به هر حال متوجه شد که روش عشقورزی کارسازتر از روش قبلی او بوده است.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تره به تخمش میره حسنی به باباش ! والدین بخشى از زندگى فرزندان را تشکیل مى دهند و همواره به عنوان الگویى براى آنان محسوب مى شوند. تقلید کودکان از والدین امرى انتخابى نیست، زیرا ماهیت انسان به گونه اى است که به طور طبیعى به این سو قدم بر مى دارد. آیا تا به […]
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 9 views
مسئولیت های پدر در زندگی چیست

نقش پدر در خانواده مسئله پدری و عهده داری سرپرستی فرزندان ، مسئولیتی خطیر و موفقیت در آن مستلزم آگاهی ، فداکاری و اخلاق و اعتقاد است.
باور رایج در میان مردم این است که در خانواده تقسیم کار وجود دارد و وظیفه اصلی تامین معاش فرزندان با پدر است و تربیت فرزند از تحمل شب بیداری تا بازی و آموزش و رسیدگی به کودک بر عهده مادر است، و معمولاً مادر متهم اصلی در عدم تربیت صحیح فرزندان است. اما حقیقت چیز دیگری است. تربیت فرزند یک نقش جداگانه بر عهده پدر یا مادر نیست و وظیفه پدر تنها به تامین نیازهای مادی فرزندان خلاصه نمی شود ، بلکه تکالیف و وظایفی بر عهده پدر است که نقش موثری در تربیت صحیح و اصولی فرزندان دارد.
– تربیت اجتماعی
خانواده اولین مکانی است که کودک در آن مهارت های اجتماعی را می آموزد، مهارتهایی مانند ارتباط با دیگران، مسئولیت پذیری، خویشتن داری، همدردی، صبر و تحمل … در این زمینه پدر به عنوان مدیر خانواده در آموزش این مسئولیتها نقش ویژه ای را بر عهده دارد. اولین قدم در این راه مشورت با فرزندان و سپردن مسئولیت های مناسب به آنهاست. مشورت گرفتن از فرزندان باعث شکوفایی شخصیت و احساس مفید بودن در آنها می شود و اعتماد به نفس آنها را افزایش می دهد.
قدم دوم نظارت و یاری کردن در انتخاب دوست است. در این برهه وظیفه پدر تحمیل نظرات خود به فرزند نیست بلکه پدر در فضای عاطفی و معقول شرایط و مصادیق یک دوست خوب را برای فرزندش بازگو میکند و از دور روند انتخاب فرزندش را کنترل می نماید، اهمیت این مسئله از آنجا ناشی می شود که فرزندان در دوران نوجوانی بیشترین تاثیر را از همسالان و دوستان خود می پذیرند. قدم سوم آموزش معارف دینی است. آموزش معارف صحیح به فرزندان می تواند آنها را در مقابل بسیاری از انحرافات مصون بدارد و آنها را از گرفتار شدن در افکار انحرافی و التقاطی نجات دهد.
قدم سوم که بسیار مهم و حیاتی این است که خود پدر به اموری که آنها را بیان می کند، پایبند باشد و خود به آنها عمل کند و نقش یک الگوی مناسب را برای فرزندانش ایفا نماید، علی الخصوص در فرزندان پسر که در سنین مختلف پدر خود را به عنوان الگو بر می گزینند.
– تربیت اقتصادی
مسئله اقتصاد و تامین معاش از ضروریات زندگی است و یکی از وظایف پدر پایه گذاری بینش و دید صحیح در این زمینه در فرزندان است. نهادینه شدن به دست آوردن رزق حلال، انفاق و دستگیری نیازمندان در دوران کودکی است که برای فرزند به صورت یک ارزش در می آید. وظیفه بعد در این نوع تربیت شناسایی استعدادهای فرزند و سوق دادن او به سمت شغلی که به آن علاقه مند است و کمک فکری و مادی به فرزند برای رسیدن به شغل مناسب که هم شان و مناسب اوست.
– وظیفه و نقش پدر
پدر مسئول دادن آگاهی های لازم و پرورش فرهنگی فرزندان است. از نظر کودک اوست که همه چیز را می داند ، به همه ی سؤالات پاسخ می گوید . از هر واقعه ای ، در هرجا که اتفاق افتد خبر دارد، آینده و گذشته را اوست که باید خبردهد ، و بالاخره اوست که دریچه ای از اطلاعات را به روی کودک می گشاید.
شاید تصور کودک از پدر اغراق آمیز باشد ولی در کل این نکته درست است که افراد بزرگسال واجد اطلاعات و تجاربی هستند که کودکان فاقد آنند و اگر آنها از کودک مضایقه نمایند از موقعیت شایسته و مناسبی محروم می گردند. پدر در این رابطه متعهد انجام نقشی است که دیگران از آن عاجزند.
پدر از یک دید ، معلم خانواده ، رهبر و قانون دان است . از طریق پدر است که کودک به گفته خواجه نصیرطوسی از تدبیر و کمالات نفسانی ، چون آداب وفرهنگ ، هنر وصناعات وعلوم و طریق زندگی که اسباب بقاء و کمال نفس او هستند برخوردار می شود.
این خطاست که تصور شود نقش فرهنگی فقط به عهده مدرسه است، زیرا پایه های صحیح علم و اطلاع را پدر درخانواده می گذارد و اوست که فرزندان را در جهت توسعه و اطلاعات و رشد مهارت ها و معلومات و پرورش ذوق و سلیقه و جهت دادن آنها یاری می کند. پدر ممکن است بسیاری از آنچه را که خود می داند به فرزند خویش منتقل نماید و بسیاری از مسائل مورد نیاز و مشکلات و معماهای او را حل کند و از این دید وضع راهنمایی را برای کودک ایفا کند و راهی برای زندگی او عرضه نماید .
– اهمیت پدر در جنبه الگویی
کودک در مسیر رشد از افراد بسیاری اثر می پذیرد و تحت تأثیر دیده ها و شنیده های بسیاری است. همه ی آنهایی که اطراف او هستند و به نحوی در او اثر دارند مدل و الگوی کودک اند . اما پدر از همه ی آنها مهمتر و مؤثرتر است و این اهمیت و تأثیر تا سنین نوجوانی همچنان بر جای خویش است .
رفتار پدر در سنین خردسالی فرزند برای او همه چیز است : درس ، اخلاق ، تربیت ، سازندگی یا ویرانگری. طفل همه چیز را از او کسب می کند: محبت ، شفقت ، وفاداری ، خلوص و صفا ، رشادت و شهامت ، ادب و تواضع ، عزت نفس ، سجایای اخلاقی ، درستکاری ، پشتکار ، سربلندی ، شرافت ، صداقت و…
این امر آن چنان از نظر روانشناسان تربیتی گسترش دارد که برخی از آنها رفتار فرزندان را انعکاسی از رفتار پدران دانسته اند و گفته اند : تو اول کودک خود را به من بنمای تا بگویم تو که هستی . نحوه استدلال پدر، به کارگیری وسایل و ابزار، کینه توزی و خود خواهی او و… همه در کودک مؤثر است .
بر این اساس پدران در برابر رفتار شخصی خود مسئولند. و با افکار و رفتارشان کودک را جهت می دهند ، و موجبات رشد و یا سقوط شخصیت فرزندان را فراهم می آورند.
– شرط اثر گذاری پدر
شرایط اثرگذاری پدر در کودک این است که پدر در خانه باشد و در حضور کودک باشد ، همدم و همبازی او باشد ، به او محبت کند ، از نظر کودک عادل باشد ، در برخوردها هیچگونه تبعیضی نداشته باشد تا به نظر کودک کسی آید که به رفع نیازهای او اقدام می کند و در کل ، او پدر را دوست داشته باشد.
فرزند در چنین شرایطی است که از پدر الگو می گیرد و می کوشد کردار و رفتارش را با او موافق سازد . در غیر این صورت ممکن است طفل در اثر خشم و فشار پدر از او سرمشق بگیرد ولی چنین جنبه الگویی هرگز پایدار نیست . طفل جبراً راه و روش پدر را تکرار می کند. ولی دردل هرگز عشقی نسبت به او احساس نخواهد کرد و هرگز نخواهد اندیشید که چون او باشد و حرکات و رفتارش را براساس خواسته او شکل بدهد. طبیعی است هرگونه تلاش و اقدامی که دراین راه به عمل آید بی ثمر خواهد بود.
– تربیت از راه الگو
پدران اگر بخواهند فرزند خود را بپرورانند و او را به شیوه و روشی خاص جهت دهند باید مدل و الگوی راه و روشی باشند که برای فرزند خویش خواستارند. پدرانی که بین عمل و گفتارشان ، تفاوت است و پدرانی که فرصتی کافی برای ارتباط با فرزندان خود ندارند هرگز الگوی خوبی برای فرزندان خود نخواهند بود .
– یک روش تربیتی
پدر در طریق سازندگی کودک ، آشنا کردن او به ضوابط و شرایط محیط و زمانی هم برای دادن آموزشهای لازم و کافی در یک امر نیاز دارد فرزندان خود را به سفر ببرد . لذا از شما پدران می خواهیم برنامه سیر و سفر و گشت و گذار خود را کلاس درس کنید و خود معلم این کلاس باشید . حال که بناست مثلاً پنج روزی درمسافرت باشید از قبل برای آن برنامه ریزی کنید. ببینید در قطار و در کوپه خود چه چیزهایی را می توانید بگویید ، چه قصه های قابل ذکری دارید که در آن نکات آموزنده و سازنده ای باشد و چگونه می توانید بسیاری از اهداف و مقاصد تربیتی را پیاده کنید .
هرچه که در مسیر با آن برخورد می کنید به فرزندتان معرفی کنید . از تاریخ آن بگویید ، در مورد فواید و مضار آن بحث کنید ، از نکاتی که می تواند مایه عبرت آموزی باشد بحث به میان آورید چون این فرصت ها کمتر پیش می آیند و حتی گاهی ممکن است فرصت پدید آید ولی دیگر دیر شده باشد. مثل زمانی که فرزندان شما به سنین نوجوانی ، بلوغ و جوانی رسیده اند.
شما با گردش دادن فرزند و همراه کردن آنها با خود ، مخصوصاً درهفت سال سوم زندگی او با نشان دادن مناظر آموزنده و سازنده می خواهید کاری کنید که او اولاً غم و رنج خود را فراموش کند ، ثانیاً ساخته و پرداخته شود و ثالثاً رابطه مفید و سازنده ای با شما برقرار کند.
براین اساس باید مراقب باشید و سعی کنید روابط شما با او سالم و طبیعی و به دور از آشفتگی ها باشد. در طول همراهی با او ، سعی کنید از او کمتر ایراد بگیرید، کمتر انتقاد کنید و خاطر او را کمتر مشوش سازید. تذکر اشتباهات او به صورت غیر مستقیم ، مشفقانه و حتی در خفا باشد.
صبر و تحمل شما درهمراهی فرزند بسیار کارساز است. خود دار و مسلط باشید. بکوشید به گونه ای برخورد کنید که دست شما از دست او خارج نشود. مخصوصاً در هفت سال سوم زندگی فرد ، که در آن صورت ترمیم دل شکسته و تحت کنترل درآوردن او بسیار مشکل است . در این صورت او حال غزالی را دارد که اگر بگریزد به زحمت ممکن است با شما مأنوس گردد.
– زیان جدایی ها
پدر باید زمینه ساز انس و الفت از طریق ایجاد رابطه با فرزند باشد. این رابطه از طرق مختلف در محیط خانه و زندگی فراهم می شود . مثلاً از طریق تشکیل جلسات مشاوره خانوادگی و شرکت دادن کودک در تصمیم گیری ها . وجود چنین نزدیکی هایی سبب می شوند که طفل با پدر احساس صمیمت و انس کرده و خود را نسبت به او نزدیک بیابد.
عدم توجه وعدم همکاری و هم کلامی نسبت به فرزند سبب می شود که کودکان به تدریج از پدر بگسلند و به دوستان و معاشران خود توجه کنند ، با آنها راز دل بگویند و به تدریج دست خود را از دست پدر بیرون بکشند. گاهی چنین کودکانی به سوی معلمان و یا افرادی که دارای مقامی برترند روی آورده و از پدر می گریزند.
این امر ممکن است از جهاتی و یا در مواردی به نفع کودک باشد ولی از خطرات وعوارض آن نباید غافل شد.
وجود شکاف بین پدر و کودک ودرعوض انس با دوستان و معاشران و رابطه تنگانگ با آنان گاهی ممکن است به قیمت رسوایی و آلودگی فرزند تمام شود و دامنه آلودگی را به مرز خانواده بکشاند.
– وقت گذاری پدر
فرزندان شما نیاز به وقت گذاری شما دارند تا از وجود شما و از زمینه های انس و الفت شما بهره ای گیرند. راه و روش زندگی را از شما فرا گرفته و طریق زندگی خود را هموار سازند. شما هرچند که سرگرم و مشغول کار باشید بازهم به صلاح و مصلحت شماست که در شبانه روز لااقل نیم ساعت با فرزندتان همراه باشید، با او حرف بزنید ، بگویید و بخندید، استراحت و تفریح کنید.
در سایه این وقت گذاری قادر خواهید شد رفتار فرزندتان را دریابید، از ریشه و منشاء آن باخبر شوید، اگر رفتاری ناپسند دارد از آن سر درآورده و راه رفع واصلاح آن را پیدا کنید . از تمایلات و خواسته های او آگاه شوید و در این رابطه تصمیم بگیرید.
کودک در آینده به آن کس دلبسته تر خواهد شد که با او سابقه انس وارتباط بیشتری داشته باشد. و حرف و سخن آن کس را بیشتر پذیرا خواهد شد که باب رفافت وملاحظات با او گشاده باشد . و شما در سایه ی این وقت گذاری موفق خواهید شد رابطه ی او را با خود ، با اعضای خانواده و از آن مهم تر با خدا محکم تر سازید.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

سی سخت ، سرسخت و باغ آشیان ، در دامنه رشته کوهی سترگ ، آرام گرفته است. اینجا مردمانی دارد با سخاوت چشمه هایش و به صبوری قله هایش . ارتفاع بالای دوهزار متری سی سخت ،سرمای زمستانی را در اینجا تداوم بخشیده است ، باغ های سرسبز انگور وسیع در فصل بهار و دل انگیز تر و رویایی تر در فصل پاییز هوش از سر هر رهگذر و مسافری می رباید. چشمه های جوشان ، تپه های سرسبز و گل فرش و رشته کوه هایش در سایه سار قله پوشیده از برف دنا ،یکی از بی نظیر ترین مناطق گردشگری ایران زمین را آفریده است.
سی سَخت یکی از شهرهای استان کهکیلویه و بویراحمد در جنوب غربی ایران و در ۳۵ کیلومتری شهر یاسوج مرکز این استان واقع شده است. سابقه روستایی سی سخت به ۱۳۵ سال قبل برمیگردد و در سال ۱۳۶۲ به جمع شهرهای کشور پیوست . جمعیت سی سخت حدود ۸۵۰۰ نفر می¬باشد که ایشان بخشی از ایل بویراحمد سفلی و از نژاد لُر و زبان آن ها فارسی با گویش لُری است.این شهر سالانه شاهد بازدید گردشگران داخلی و خارجی فراوانی است. برای مسافرت به این شهر می توان از جاده یاسوج به سی سخت استفاده کرد و یا از جاده اصفهان-سمیرم-سی سخت به این شهر رسید.
اقتداری، در کتاب «خوزستان و کهگیلویه و ممسنی» چنین می نویسد: نام سی سخت در متون جغرافیایی به صورت سی سخت، سیم سخت، سیم بخت، و امثال آن آمده است.
در کتاب “ارجان و کهکیلویه” درخصوص وجه تسمیه سی سخت نوشته شده است: «محلیان این سامان به روایت از راویان قدیمی گفته اند که واژ اصلی سی سخت بدین ترتیب بوده است که سی مرد فولادین و سر سخت منطقه تصمیم داشته اند در زمستانی پر برف و یخبندان از گردن معروف «بیژن» عبور نمایند ولی به علت مسدود بودن گردنه از برف و سرمای بیش از حد، هم آن سی نفر در این راه کشته شده اند. از این رو این منطقه را سی سخت یعنی سرزمینی که سی تن از سخت ترین مردان آن زمان در آن جان سپرده اند، خوانده اند. اهالی بویراحمد علیا معتقدند که کی خسرو پادشاه حماسی ایران در محل «تل خسرو» که در قلب بویراحمد است، لهراسب را به جانشینی خود انتخاب کرد و خود با سواران به سمت سی سخت کنونی حرکت کرده و در محل “چشمه بشو” کی خسرو و سواران فرود آمدند و خود را شستشو دادند و در موقع عبور از «گردنه بیژن» به قدری برف و باد و کولاک شدید بود که کی خسرو و همه سواران از بین رفتند.
سی سخت دارای پیشینه تاریخی بسیار قدیمی است و سابقه سکونت در شهر سی سخت به قبل از اسلام برمیگردد. آثار سفالی تمدنهای قدیمی در حفاریهای این شهر به وفور یافت شده است و اخیرا گورهای انسانی با قدمت ۳۰۰۰سال قبل از میلاد در این شهر کشف شده است. در«تل اسپید» آثاری از هزاره اول تا دوره ساسانی و تا دوره صفوی شناسایی شده و این تپه در آثار تاریخ ملی به ثبت رسیده است. همچنین تل قلات که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده دارای آثاری از دوران سلجوقی تا قاجاریه است.
برخی از مهمترین جاذبه های گردشگری این منطقه عبارتند از:
کوه دنا: این کوه با ارتفاع ۴۴۰۹ متری که تمام شهرت سی سخت در نظر گردشگران خارجی و کوهنوردان از آن نشأت می گیرد، با شکوهی تمام در هنگام ورود به شهر از دوردست به چشم می خورد. از آنجا که سی سخت در دامن دنا از رشته کوه های زاگرس واقع شده است، اطراف آن را کوه هایی زیبا از جنگل بلوط با پوشش خاص طبیعی فرا گرفته است.

دریاچه کوه گل : این دریاچه بسیار زیبا در نزد محلیان به «بَرم کوه گل» شهرت دارد و از دیگر جاذبه های طبیعی سی سخت به شمار می رود.
گردنه ی بیژن : با ۳۲۰۰ متر ارتفاع در ۶ کیلومتری شمال شرقی سی سخت مرتفع ترین گردنه ی ماشین رو در کشور است. این گردنه به یاد بیژن، پهلوان نامی لشکر کیخسرو، بیژن نامیده شد. در فصل زمستان به خاطر وجود برف در جاده، نمی توان راهی آنجا شد. اما در اردیبهشت ماه می توان از میان دیواره های برفی عبور کرد و شاهد زیبایی شگفت انگیز این گردنه بود.
دشتک:دشتی کوچک که در فاصله ۸ کیلومتری غرب سی سخت و در دامنه رشته کوه سر به فلک کشیده دنا واقع است. در انتهای دشتک «مِلی کشی» را می توان دید که یکی دیگر از جاذبه های این منطقه است. ویژگی برجسته دشتک وجود جنگل های آکنده از بلوط است.
چشمه «میشی»: بزرگترین و پرآب ترین چشمه این منطقه چشمه میشی است که در پائین گردنه بیژن قرار گرفته وآب آن با وجود تامین آب آشامیدنی شهر،زمینهای زراعی ده بزرگ سی سخت را نیز آبیاری می کند.

چشمه «طوف»: این چشمه که مشرف بر شهر توریستی سی سخت است در مسیر صعود به قله دنا قرار دارد. این چشمه در تمام فصول سال دارای آبی گوارا و خنک است.
چشمه «تاگی»: چشمه ای دارای آبی خنک و گواراست و عطش کوهنوردان را بر طرف می کند. از آب این چشمه برای آبیاری باغات انگور و سیب و گردوی منطقه کلنجه استفاده می شود.
چشمه « سردو» : این چشمه نیز در منطقه کوه گل شهر سی سخت قرار دارد.
دشتی کوچک که در فاصله ۸ کیلومتری غرب سی سخت و در دامنه رشته کوه سر به فلک کشیده دنا واقع است. در انتهای دشتک «مِلی کشی» را می توان دید که یکی دیگر از جاذبه های این منطقه است. ویژگی برجسته دشتک وجود جنگل های آکنده از بلوط است
آبشار « ناری» : این آبشار نیز در منطقه سی سخت واقع است. مسیر دسترسی به آبشار ناری نیز از منطقه حفاظت شده دنا واقع در سی سخت و از طریق پاسگاه محیط زیست «خاریدون» است. با سه ساعت کوهپیمایی، از محل پاسگاه به آبشار زیبای ناری خواهید رسید. ۸ کیلومتر به سمت شمال غرب شهر سی سخت واقع در دامنه کوه دنا به دشتی سرسبز که نمایی از چهار قله اصلی دنا به نام های قزل قلعه، برج آسمانی، مورگل و قاش مستان را برفراز خود دارد خواهید رسید. دراین دشت سرسبز زیردرختان بلوط و بنه می توان رقص علفزارها را به نظاره نشست و از ابهت وعظمت قله دنا لذت برد. قله ای که اگرچه ازشهر سی سخت قابل مشاهده نیست اما اینجا به راحتی، ما را با دامنه ها و تپه های پر شیبش آشنا و نیزهمراهی می کند. برای رسیدن به آبشار دره ناری منطقه ای زیبا بنام «بن رود» وجود دارد که دو آبشار دره ناری و توف شاه در آن قرار دارند.این آبشاردر ۶ کیلومتری جنوب منطقه امن حفاظت شده دنا با موقعیت طبیعی ویژه و ارتفاع تقریبی ۴۰ الی ۷۰ متر و آب نسبتاً فراوان خصوصاً در فصل بهار منظره بسیار جالبی را پدید می آورد.
قلم کوه: از دیگر کوه های این منطقه است که نشانی از نیم تن شتری را بر خود دارد که آن نیز آمیخته با افسانه است. افسانه مرگ شتری که به خاطر تنومندی اش بعد از مرگ نقشی به یادمان آن بر قلم کوه به یادگار ماند.
آبشار توف شاه: در فاصله ۱۰ کیلومتری ارتفاعات جنوبی منطقه امن حفاظت شده دنا با فاصله ۵ کیلومتری از آبشار دره ناری با موقعیت بارز و منحصر به فرد در ارتفاعات صعب العبور و با ارتفاعی قریب ۱۰۰ متر در موقعیت جنوب غربی قله مورد کل دنا واقع گردیده است .
آبشار کوه گل دنا: این منطقه زیبا در فاصله ۸ کیلومتری شرق سی سخت و ۴۴ کیلومتری مرکز استان قرار دارد. دهانه گاز انبری کوه گل در ارتفاع ۳۵۰۰ متری از سطح دریا، نمایی بسیار زیبا دارد.
غار نول: این غار در کوه گل در ۲۰ کیلومتری منطقه سی سخت شهرستان دنا واقع شده است. غار نول با طول ۸۰ متر دارای چند تالار پلکانی و انشعاب های مختلف بوده و از نظر زمین شناسی حائز اهمیت می باشد.
آبشار تنگه نمک: این آبشار زیبا در فاصله ۵/۸ کیلومتری شرق سی سخت و در انتهای کوه گل قرار دارد. آبشار از تنگه ای به همین نام به پائین سرازیر می شود.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 2 views

آبشار آتشگاه
آبشار آتشگاه لردگان طولانی ترین آبشار ایران است. این آبشار ۳کیلومتری که به آبشار مینیاتوری ایران معروف است، یکی از بی نظیر ترین جاذبه های طبیعی کشور به شمار می رود که در ۱۹۰ کیلومتری شهرکرد و در۴۰ کیلومتری شهر لردگان قرار دارد و به دره ای می ریزد که با پستی و بلندی های خود آبشارهای کوچک متعددی را ایجاد می کند. برای رسیدن به این آبشار باید به ۴۰ کیلومتری شهر لردگان، پس از روستاهای میلاس و سردشت شوش در روستای آتشگاه سفر کنید. روستای آتشگاه که خاطرات سرداران عیلامی را به یاد می آورد، دره ای تنگ و زیبا با خصوصیات بکر و طبیعی است که در میان آن، نهر خروشانی جاری است و سنگ های آهی و گچی و درختان کهنسال گردو، چنار، بلوط و زبان گنجشک پیرامون آن را فرا گرفته اند.در فاصله ۲۰۰ متری دره هم دو آبشار نسبتا بزرگ خواهید دید که در کنار عناصر زیبای طبیعی مانند دره ، سبزه زار و اقلیم مناسب ، فضای بسیار فرحبخشی را جهت گذران اوقات فراغت فراهم آورده اند.
چشمه برم لردگان
جوشش چشمه های مصفای برم در مرکز شهر لردگان ، گردشگاهی با همین نام را به وجود آورده است . این چشمه علاوه بر تامین آب کشاورزی ، یکی از سر شاخه های کارون به حساب می آید و چشم انداز زیبایی را برای شهر لردگان به وجود آورده است .

پارک جنگلی پَروَز
پارک جنگلی پَروَز در ۵۰ کیلومتری شهرستان لردگان و ۱۵۵ کیلومتری شهرکرد (مرکز استان چهارمحال و بختیاری) قرار دارد.گردشگاه زیبای پروز با طبیعت بهشت گونه خود و قرارگیری در امتداد دره ای سرسبز، سالانه میزبان هزاران گردشگر از داخل و خارج استان می باشد. محیط دنج و خلوت، سایه درختان بلند و قد برافراشته، چشمه های زلال، شالیزارهای سرسبز و درختان جنگلی پیرامون آن، از ویژگی های جالب توجه این گردشگاه به شمار می روند. جاده آسفالته، فضای سبز، سکوی نشیمن، سرویس بهداشتی، پارکینگ و دسترسی به واحدهای اقامتی لردگان، مهم ترین زیرساخت های این منطقه زیبا و دلنشین است.

منطقه حفاظت شده سبز کوه
در منطقه حفاظت شده سبزکوه که در فاصله ۱۵۰ کیلومتری شهرکرد (مرکز استان چهارمحال و بختیاری) و ۳۰ کیلومتری شهر لردگان واقع شده است، تعدادی آبشار پرآب و دیدنی به نام های تنگ زندان و معدن وجود دارند. منطقه حفاظت شده سبزکوه با مساحت ۵۶۳۰۸ هکتار در شهرستان های بروجن، لردگان و کیار واقع شده و دارای چشم اندازهای طبیعی، مرتعی، جنگلی و کوهستانی می باشد.

آبشار تنگ زندان
این آبشار در دره تنگ زندان در منطقه حفاظت شده سبز کوه روبری قله کلار قرار دارد.کرودی کن در زبان محلی مرکب از کلمه های کر به معنای مه و دی به معنای دود است نامی زیبا برای این آبشار که به خاطر ریزش آب از ارتفاع بالا و باد که باعث معلق شدن ذرات ریز آب در آسمان می شود به آن داده شده است. این آبشار در ۵۵ کیلومتری شمال لردگان در استان چهار محال و بختیاری قرار دارد. این آبشار در بین دیواره های سنگی بلندی از دو طرف در میان دره ای عمیق واقع شده است. به دلیل سختی دسترسی به این مسیر نام این دره تنگ زندان گذاشته شده که مجموعه ای زیبا از کوهستان ، آبشار ، جریان آب ،گیاهان خودرو و حیات وحش است ، چند صباحی بیش نیست که آبشار به شکل اتفاقی طی یک گشت هوایی نقاب از رخ زیبای بی مثال خود باز کرد و الان تنها گردشگران و کوهنوردانی که خستگی سفری چند روزه از میان صخره ها و ناهمواریهای کوهستان را به جان می خرند ، می توانند حظ بصرازاین قطعه گمشده بهشت زمینی را در ضمیر خاطره یا چشم تنگ دوربینهای تصویربردار خود جاودانه کنند. مسیر این آبشار از طریق کره بست و پل خدا آفرین است. ارتفاع آن بسیار بلند و منظر آن بسیار دیدنی و جالب است. طول کلی آبشار ۱۲۰ متر است و طی دو مرحله ۵۰ و ۷۰ متری سرازیر می شود. حجم آب فروریخته از بالای آبشار باعث پخش شدن قطرات و ذرات بسیار ریزی در فضا می شود که همچون مه یا دود سفید رنگی تمام فضای اطراف آن را می پوشاند و باعث عدم دسترسی نزدیک به آبشار می شود. بطوریکه از فاصله حدود ۱۰۰ متری آبشار باید به آن نگریست یا عکسبرداری نمود. و برای کمی نزدیک شدن باید پوشش کامل ضد آب، پانچو یا بارانی بر تن داشت.

آبشار معدن
آبشار معدن نیز یکی دیگر از آبشارهای پرآب این منطقه است که در نزدیکی روستای معدن و در میان صخره های کوهستانی منطقه واقع شده است. ایلامی ها در استخراج فلزات تبحر داشته اند . یکی از معادن مس آنها در روستای معدن در لردگان و معدن کبالت یکی از معادن استراتژیک دنیاست . این روستا در فاصله پنجاه کیلومتری شمال لردگان واقع است. منطقه طبیعت گردی ارمند با عبور از روستای دوپلان در این مسیر آغاز و مسیر انتهای این مسیر با روستای معدن در این استان خاتمه می یابد. روستای دو پلان از جمله روستاهایی است که در این مسیر با وجود عبور رودخانه کارون ، کمپینگ رفتینگ، فعالیتهای ورزشی بانجی جامپینگ (سقوط آزاد ) از دره عمیق که در روستای دوپلان وجود دارد صورت می گیرد.بعد از این روستا مسیر تاریخی دز پارت که این راه قدیمی ترین ایل راه منطقه است مشاهده می شود و قدمت این ایل راه به دوره اتابکان می رسد که محل عبور قسمتی از عشایر بختیاری است.

منطقه جنگلی بازفت
این منطقه در غرب شهر لردگان و ۱۸۰ کیلومتری شهرکرد واقع شده است و ۵۳۰۰۰هکتار وسعت دارد. از شمال به مرز لرستان، از جنوب به اردل ، از شرق به شهرکرد و از غرب به مرز خوزستان محدود است.

منطقه بارز و شوارز
این منطقه در قسمت جنوب غربی استان چهارمحال وبختیاری واقع شده ودرست مابین سه استان خوزستان،کهکیلویه و بویراحمد،و چهار محال و بختیاری قرار دارد. بارز در حقیقت مجموعه ای از چند روستاست و بیشتر مردم بارز و شوارز را باهم می شناسند .منطقه بارز و شوارز در فاصله ۲۵۰ کیلومتری جنوب غرب شهرکرد قرار دارد و منطقه ای زیبا ، تاریخی و سرشار از نعمات خداوندی است.این منطقه در حاشیه روستای خرسان و کوه قارون واقع شده و سالیان پیش محل عبور تجار وایلات وعشایر بوده است .در این منطقه آثار تاریخی قلعه ای به چشم می خورد که مردم منطقه معتقدند متعلق به زمان ساسانیان است. سه راهی ارمند ،تنگ حفاظت شده ذحیم آباد توسط منابع طبیعی و در حاشیه جاده خوزستان ، پل ارمند و حاشیه رودخانه ارمند، چشمه میلاس، قدمگاه شاه عبدالعظیم خانمیرزا ،چشمه سندگان فلارد، چشمه میشان فلارد،چشمه برم مالخلیفه، تنگ سماء منج، حاشیه جاده خوزستان از منج تا سد کارون ۴پارک جنگلی چارطاق و آبشار گاهکده اشاره کرد.

برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 12 views
در دوران عقد حامله شده ام چه کار کنم

حتی تصورش هم برای خیلی از دختران و پسران وحشتناک است که در دوران عقد حاملگی صورت گیرد . این که در دوران عقد، وقتی کم کم آماده می شوید تا خودتان را پیدا کنید و مقدمات عروسی و زندگی دو نفره تان را فراهم آورید، یک خبر بد موقع اوضاعتان را پیچیده کند: شما به زودی سه نفر می شوید!
بارداری در دوران عقد اگرچه از نظر شرع و قانون هیچ ایرادی ندارد و حتی شاید احساسات شخصی شما هم زنده شود و از این که دارید پدر/ مادر می شوید ذوق کنید اما به حکم عرف، مجبورید تبعات زیادی را به جان بخرید. تبعاتی مثل انگشت نما شدن، شنیدن حرف های سنگین از پدر و مادر و فامیل از حامله شدن قبل عروسی ، خجالت از تغییرات ظاهری و حتی برگزاری هول هولی و زودتر از موعد عروسی…
اما این ها فقط یک طرف ماجرا است. در بخش دیگر، شما هستید با زندگی ای که عملا دو نفرگی از آن حذف شده و خیلی زود مجبورید وجود یک فرزند را هم در زندگی تان بپذیرید. آن هم وقتی که هنوز به خوبی چم و خم زندگی مشترک دستتان نیامده، اخلاق های همدیگر را نشناخته اید، بدهی های مالی تان را صاف نکرده اید و خوشی های بسیاری را با هم تجربه نکرده اید… وجود بچه در این شرایط با همه نعمت و هیجانی که به زندگی شما می آورد، کلی چالش به دنبال دارد. چطور باید با این چالش ها رو به رو شوید؟
از شوک بیرون بیایید و فکرهای خطرناکی مثل سقط جنین را از سرتان بیرون کنید. اتفاق افتاده را به فال نیک بگیرید و سعی کنید زندگی تان را به شکل دیگری بچینید و برنامه ریزی هایتان را دوباره از نو داشته باشید. به هر حال کاری است که شده و باید مطابق با این اتفاق، نقشه راه جدیدی داشته باشید. در شوک بودن و انکار واقعیت و گریه و زاری، فقط زمان شما را از بین می برد. مهم ترین قدمی که باید بردارید این است که پشتیبان همدیگر باشید و خیلی بیشتر از قبل، از یکدیگر حمایت کنید.
در مقابل بزرگترها و سرزنش های احتمالی شان، جبهه نگیرید. سعی نکنید تقصیر را به گردن دیگری بیندازید یا به تنش های درون خانواده دامن بزنید. فقط با آرامش مواجه شوید و سعی کنید همکاری و مشارکت خانواده را برای گذر از این دوران جلب کنید. حق بدهید که این اتفاق با نگاه عرف و حساسیت که پدر و مادرها روی عرف و آبرو داری دارند، اتفاق سنگینی است. بنابراین از آنها بخواهید رازدار باشند. حتی اگر دیدید خیلی نگرانی دارند از یک مشاور بخواهید با آنها صحبت کرده و آنها را به آرامش و رازداری دعوت کند.
از اطرافیان دلسوزتان کمک بگیرید تا سریعتر مقدمات عروسی را فراهم آورید. شاید مجبور شوید به خاطر تغییر تاریخ عروسی، از برخی خواسته ها یا برنامه ریزی هایتان در برگزاری مراسم یا گرفتن خانه و خرید جهیزیه چشم بپوشید.حواستان باشد که طوری در برگزاری مراسم عروسی برنامه ریزی کنید که پولی هم برای تولد بچه و هزینه های مربوط به آن باقی بماند. پس می بینید که قبل از هر کاری لازم است یک برنامه ریزی جدید با نگاه به اتفاقات جدید برای هزینه کردن پولتان داشته باشید.
نه تنها برای برگرداندن آرامش به خانواده تان، باید با مشاور صحبت کنید، بلکه برای گذر از دوران بحرانی ای که خود شما و همسرتان هم درگیرش شده اید، باید از یک مشاور کمک بگیرید. در یک شرایط عادی و غیر بحرانی، دختر و پسر در دوران عقد و در سال اول ازدواج تنش های زیادی را تجربه می کنند. مشکلات مالی احتمالی از یک سو و سر و کله زدن با هم برای رسیدن به زبان مشترک و شناخت قلق های زندگی دو نفره شان از سوی دیگر این دوران را بسیار پرتنش می کند. شما در زندگی جدیدتان، با ورود یک بچه بحران های جدیدتری را هم باید به این تنش ها اضافه کنید. هرچند که تولد بچه شما را به هم نزدیک تر می کند اما احتمال تضاد و تعارض همیشه وجود دارد. باید سازگاری بیشتری داشته باشید و نسبت به همدیگر، با صبوری و همدلی بیشتری برخورد کنید. مشاوری با تجربه و امین در این زمینه می تواند به شما کمک کند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 545 views

با سلام و عرض ادب خدمت شما کاربران گرامی سایت رهافان
به گزارش بخش تکنلوژی رهافان شما به سادگی با شماره گیری #۱۲۳*۵۵۵* اقدام به فعال سازی اینترنت فور جی خط ایرانسلی خود اقدام نمایید , توجه بفرمایید هزینه این خدمت ۸ هزار تومان
میباشددقت بفرمایید قبل از ثبت نام در طرح اینترنت ۴g ایرانسل , شماره ملی و مشخصات صاحب خط را داشته باشید …
توضیح تکمیلی : شما میتوانید بدون نیاز به پرداخت هرگونه هزینه راه اندازی یا فعال سازی اینترنت فور جی ایرانسل ، صرفا با راه اندازی اینترنت فورجی گوشی و حضور در مناطق تحت پوشش اینترنت همراه، با تنظیم گوشیهای پشتیبانی کننده اینترنت ۳G و یا ۴G خود، از سریع ترین اینترنت فورجی همراه کشور بهرهمند شوید.لطفا توجه داشته باشید، نوع اتصال شما به شبکه اینترنت همراه (نسل ۲، ۳ و یا ۴) بر اساس شبکه انتخابی پیش فرض در گوشی تلفنهمراهتان تعیین خواهد شد؛ بدین معنی که اگر طبق تنظیمات گوشی شما، شبکه پیش فرض، نسل ۴ انتخاب شده باشد ولی شما در محدوه پوشش نسل ۳ باشید، گوشی به طور خودکار از اتصال شبکه نسل ۳ استفاده خواهد کرد. علامتهای H+ ،H ،۳G و حتی LTE و ۴G روی نمایشگر تلفنهمراه نشان میدهد که شما در شبکه اینترنت همراه هستید.
منبع : فعال سازی دستی اینترنت فورجی ۴G
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

به گزارش رهافان روستای خان کندی یکی از زیباترین روستا های اردبیل میباشد در این مقاله شمارا با روستای خان کندی از توابع استان اردبیل آشنا مینماییم حتما به روستای خان کندی بروید .
کولهبارتان را باید ببندید و به خان کندی بروید تا دیدهها، جای شنیدهها را بگیرد و باور کنید آنچه را که در وصف این دیار زیبا گفتهاند!
گر گفتیم شیرینترین عسل است، اگر گفتیم چشمهای دارد خنک و خودجوش که چه تابستان باشد، چه زمستان، بس که سرد است، کسی قادر نیست دستش را حتی به اندازه یک دقیقه در آن نگه دارد. اگر گفتیم چشمهاش شفابخش است و بسیاری از بیماریها را درمان میکند، یا اگر از درختهای پرمیوهاش تعریف کردیم و گفتیم قدمتش به دوره ناصرالدین شاه میرسد و کوچنشینها بنای اولیهاش را گذاشتهاند… شما باور نکنید!
مثل این است که وقت گرسنگی، عکس غذای مورد علاقهتان را ببینید و بگویید سیر شدم! مثل این است که تصویر یک لیوان آب خنک را در فصل تابستان نشانتان بدهند و شما بگویید سیراب شدهام! مثل این است که عکس گل خوشبویی را بو کنید و بگویید مشامتان تازه شده است!

نه، اینطور نمیشود، تا وقتی به «خان کندی» نرفتهاید، تا وقتی دریاچه قالغانلو را ندیدهاید، تا وقتی کنار چشمه روستا چای نخوردهاید، تا وقتی در مراتع سبزش پابرهنه ندویدهاید، تا وقتی خنکی و رطوبت مه را در سحرگاهش روی پوستتان حس نکردهاید، تا وقتی از باغهایش با دستهای خود میوهای نچیدهاید، تا وقتی پای حرفهای مردم روستا ننشستهاید و آنها برایتان از گذشتههای دور قصه نگفتهاند و تا وقتی طعم فراغت را در روستا نچشیدهاید، بیفایده است سخن گفتن از «خان کندی» و توصیف زیباییهای آن، مگر این که کوله بارتان را ببندید و عازم شهرستان گرمی یا مغان در اردبیل شوید و از آنجا به خان کندی بروید تا دیدهها، جای شنیدهها را بگیرد و باور کنید آنچه را که در وصف این دیار زیبا میگوییم!

دریاچه «قالغانلو»: دریاچه زیبای قالغانلو، که در شرق روستای خان کندی جاری است، از ذوب شدن تدریجی برفهای کوه «قبله داشی» پدیده آمده و در پاییز و بهار وسعت آن افزایش مییابد، اما در تابستان به دلیل افزایش تبخیر سطحی و آبیاری مزارع، از وسعت آن کاسته میشود. بررسی اکولوژی طبیعی قالغانلو نشانگر وجود یک اکوسیستم با انواع موجودات آبزی در این دریاچه است که در عین حال، مکان مناسبی برای انواع ماهیان سردابی است.
حیات وحش: به علت شرایط خاص طبیعی و جغرافیایی منطقه، انواع مختلفی از حیات وحش در کوهها و مراتع مجاور خانکندی دیده میشود که از مهمترین آن میتوان به انواع کبک، کبوتر وحشی، زردپره، شاهین، بالابان، عقاب، لاکپشت، روباه، شغال، جوجه تیغی، گرگ و گراز و چندین جانور دیگر اشاره کرد.

جاذبههای طبیعی: از مهمترین کوههای رشته کوه صلواتداغی در اطراف روستای خانکندی، میتوان به قله «قلی تاش» با ارتفاع ۲۵۸۰ متر و قبله داشی با ارتفاع ۲۵۵۰ متر از سطح دریا اشاره کرد. این کوهها در جنوب روستا قرار دارند و نقش مهمی درتعدیل آب و هوای منطقه ایفاء میکنند، به طوری که با آغاز بارش در فصول سرد، این کوهها یکدست سفیدپوش شده و با انبوهی از برف، به پیشواز بهار میروند. با ذوب شدن برفهای زمستان، معروفترین رودخانه فصلی شهر گرمی به نام «تولون چای» پدید میآید.

پوشش گیاهی: مراتع و ارتفاعات سرسبز روستا پوشیده از انواع گَوَن یونجه و شبدرکوهی است. گون، گیاهی است بوتهای، کوتاه و بالشتکی به ارتفاع ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر که در ارتفاعات و کوههای خانکندی به وفور یافت میشود و تراوههای آن کتیرا نام دارد. گونهای روستای خانکندی از نوع خاردار با خارهای بلند و پراکنده و گونه دیگر از نوع گَوَن سبز با خارهای کوتاهِ به هم فشرده است که اهالی منطقه، این نوع گَوَن را اصطلاحاً گَوَنِ جوجه تیغی مینامند که هرکدام در منطقه خاص خود میروید و دارای ریشه بلند و طویلی است که در دل خاک فرو میرود.

به علت وجود مراتع سرسبز پوشیده از انواع گلهای رنگارنگ، ارتفاعات خانکندی محل مناسبی برای پرورش زنبور و تولید عسل است و به همین، جهت بهترین و مرغوبترین نوع عسل، در روستای خانکندی تولید و عرضه میشود.
چشمهها و رودخانهها: کوههای اطراف روستای خانکندی شامل قبله داشی و قلی تاش، سرچشمه رودخانه «تولون چای» است که با شیبی تند، پس از طی مسیر میان چندین روستا، سرانجام به شهر گرمی میرسد. رودخانه «تولون چای» با گذر از شهر گرمی، در مرز جمهوری آذربایجان به رودخانه «بالهارود» پیوسته و در شهر بیله سوار وارد خاک جمهوری آذربایجان می شود.
چشمه شفابخش «خان بولاغی»، چشمهای خودجوش با دبی ۳ لیتر بر ثانیه است که در جنوب خان کندی و در بالادست آن جاری است. دمای آب این چشمه در تابستان و زمستان همواره نزدیک به صفر است و برای درمان امراض پوستی و استخوانی، بسیار مفید است.
به گفته مردم خان کندی، آب چشمه خان بولاغی از قدیم الایام مورد توجه خوانین و رؤسای قبایل محلی و ایلات شاهسون بوده است.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاثیر تشویق بر شکوفایی استعداد های کودکان

هرچه کودک کم سن و سالتر باشد به روشهای رفتاری مثل تشویق بهتر جواب میدهند. وقتی سن کودک بالاتر میرود، استفاده از روشهای مثبت و تشویقی کارایی خود را از دست میدهد و زمانی میرسد که دیگر این نوع روشها پاسخگوی انتظار والدین نیست. تشویق بیشترین کارایی را در سنین قبل از دبستان دارد و از ۹ سالگی به بعد این روشها کارکرد کمتری دارند. از این سن به بعد در مورد علت رفتارها میتوان با کودک صحبت کرد. کودکان در این سن منطقیتر هستند و باید بیشتر با صحبت آنها را متقاعد کرد.
در کوچهای پیرمردی کنار مدرسه پسرانه زندگی میکرد. پسربچهها بعد از تعطیل شدن از مدرسه به کوچه میریختند و قوطیهای نوشابه را با لگد به در و دیوار میکوبیدند و از سر و صدای ایجاد شده لذت میبردند. پیرمرد که از این سر و صدا به تنگ آمده بود، چارهای اندیشید.
بیرون آمد و به پسربچهها گفت از این کار شما خوشم میآید. از فردا برای این کار به شما ۱۰ دلار خواهم داد. پسربچهها خوشحال از پولی که قرار بود بگیرند از فردای آن روز بیشتر قوطیها را شوت میکردند اما پیرمرد به مرور زمان، عایدی این کودکان را کم کرد تا اینکه روزی تنها به آنها یک دلار داد و پسربچهها که یک دلاری به چشمشان ناچیز بود دیگر حاضر نشدند به خاطر این مبلغ کم، کاری را بکنند که قبلا بدون هیچ تشویقی از آن لذت میبردند. این داستان تنها میخواهد یک مفهوم را برساند و آن این است که تشویق میتواند گاهی قاتل اشتیاق آدمها باشد. روانشناسان توصیه میکنند از تشویق بجا و در حد مشخص استفاده کنید و در برخی شرایط اجازه بدهید کودک از کاری که میکند لذت ببرد. در این مطلب در گفتوگویی با کتایون خوشابی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، نظر ایشان را درباره آداب تشویق کودکان جویا شدهایم.
آیا تشویق نابجا مضر است؟البته! تشویق در هر شرایطی و به هر شکلی توصیه نمیشود. باتوجه به سن کودک روش رفتاری انتخابی باید تغییر کند و درجه تشویق هم بسته به نوع رفتاری که میخواهیم در کودک شکل بگیرد، متفاوت است. تشویقهای بزرگ برای کارهای کوچک در نهایت تبدیل به باج میشوند و کودک کار را فقط برای گرفتن جایزه آن هم برای مدت محدودی تا رسیدن به خواستهاش انجام خواهد داد که اصلا مناسب نیست.
تشویق تا چه سنی میتواند کارایی داشته باشد؟هرچه کودک کم سن و سالتر باشد به روشهای رفتاری مثل تشویق بهتر جواب میدهند. وقتی سن کودک بالاتر میرود، استفاده از روشهای مثبت و تشویقی کارایی خود را از دست میدهد و زمانی میرسد که دیگر این نوع روشها پاسخگوی انتظار والدین نیست. تشویق بیشترین کارایی را در سنین قبل از دبستان دارد و از ۹ سالگی به بعد این روشها کارکرد کمتری دارند. از این سن به بعد در مورد علت رفتارها میتوان با کودک صحبت کرد. کودکان در این سن منطقیتر هستند و باید بیشتر با صحبت آنها را متقاعد کرد.
این روش تربیتی را میتوان برای همه کودکان با هر ویژگی استفاده کرد؟تشویق روی بچههای آرام، بهتر اثر میکند تا بچههای بدقلق. کودکان بدقلق انعطافپذیری کمتری دارند و شکلدهی رفتارشان با تشویق و تنبیه سخت است. شاید برای بردن کودک انعطافپذیر به بیرون از خانه چندین بار نیاز به تشویق داشته باشید و بعد از مدتی تجارب لذتبخشی که از بودن در خارج از خانه داشته میل به بیرون رفتن را در او افزایش دهد اما در یک کودک بدقلق همیشه باید تشویق وجود داشته باشد.
معمولا برای آموزش چه کارهایی از تشویق استفاده میکنیم؟یکی از کارکردهای اصلی تشویق، تثبیت رفتار است. قصد ما شکل دادن رفتار و گرفتن عملکردی است که از کودک انتظار داریم مثل مسواک زدن. این کارها الزاما شاید لذتبخش نباشد اما با روشهای تشویقی قصد داریم مسئولیتپذیری را در کودک بالا ببریم.
برخی افراد معتقدند برای کارهایی که به نحوی وظیفه کودک است نباید از تشویق و تنبیه استفاده کنیم!درست است. رفتارهایی مثل مرتب کردن اتاق، مسواک زدن، غذا خوردن، دستشویی رفتن و خود را تمیز کردن وظایف عمومی است و اگر تشویق خیلی بزرگ باشد کودک فکر میکند این وظیفهای خارج از معمول است که به خاطر آن باید جایزه بگیرد. توصیه میکنیم در هفتههای نخست که میخواهیم این رفتار در کودک تثبیت شود از مشوقهای کوچک مثل برچسب استفاده کنید و به مرور با نهادینه شدن رفتار آن را کنار بگذارید تا کودک آن را عادتی انجام دهد.
از چه چیزی بهعنوان مشوق استفاده کنیم؟مشوقها کلامی و غیرکلامیاند. غیرکلامی مثل نگاه محبتآمیز والدین و مربیان، لبخند و توجه خاص به کودک. تشویق کلامی نیز به شکل جملاتی مثل آفرین، به تو افتخار میکنم و… است. در کنار مشوقهای کلامی و غیرکلامی مشوقهایی هستند که جنبه مادی دارند. برچسب، رفتن به تئاتر و سینما و شهربازی یا خرید خوراکی و اسباببازی و…
کدام مشوق موثرتر عمل میکند؟مشوقهای برچسبی بسیار خوب است. برای استفاده از برچسب باید برای یک رفتار کودک مثلا مسواک زدن جدولی تهیه کرد و در مورد آن به کودک توضیح داد. اگر کودک رفتار مناسب را انجام داد برچسب را دریافت کند. بعد از مدتی برحسب تعداد برچسب میتوان برای کودک مشوق مادی در نظر گرفت. البته برای اینکه کودک به این کار عادت نکند بعد از اینکه والدین و مربیان متوجه شدند رفتار در حال تثبیت شدن است باید فاصله دادن برچسب و مشوقهای مادی بیشتر و بعد کمکم قطع شود.
بهعنوان مشوق مادی اسباببازی را توصیه میکنید؟نه همیشه. آن هم از نوع گرانقیمت! برای ترویج کتابخوانی مشوق میتواند کتاب باشد و باید بلافاصله آن را برای کودک خواند. استفاده از چیزهای کوچک بهتر است. خوب است برای کودک بین ۲ مشوق حق انتخاب بگذاریم. این کار به تثبیت رفتار بهتر کودک کمک میکند. مشوق میتواند به شکل بردن کودک به تئاتر یا سینما باشد. مشوقهای گرانقیمت به مرور جنبه باجدهی پیدا میکنند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان